وقتی...
وقتی آخرتی بارداریته و خیلی کیوت راه میری و مدام غر میزنی که چرا خوراکیات زود تموم میشه
سونگمین:ا/ت و سونگمین باهم توی پذیرایی نشسته بودن و داشتن باهم فیلم میدیدن و سونگمین هم بعضی وقتا دستشو روی موهای دختر کوچولوی میکشید و نازش میکرد
سونگمین:چاکیا من برم یه لحظه یه آب بخورم میام
سرت رو تموم دادی که معنی باشه رو میداد سونگمین هم از حاش بلند شد و راه افتاد سمت آشپز خونه تو یکم منتظر موندی و بعدش دیدی که ویار کردی و دلت خواست پاستیل بخوری برای همین از جان بلند شدی و به سمت آشپز خونه راه افتادی کشوی خوراکی هارو باز کردی و با کمال تعجب دیدی که هیچکدوم از پاستیل های مورد علاقت توی کشو نیست عصبانی شده بودی یعنی خوراکیات گم میشدن یا تموم میکردیشون اومدی به سونگمین چیزی بکی که متوجه شدی سونگمین توی آشپزخونه نیست برای همین حدس زدی که شاید توی اتاق مشترکتونه پس رفتی اونجا و
ا/ت:سنگین خوراکیام تمو....
حرفت با دیدن سونگمین که روی تختت نشسته و با خوراکیات پارتی گرفته قطع شد
سونگمین:عاااا فیلم چطور بود؟(درحال پیچوندن)
ا/ت:اهااااااا پس این تویی که خوراکی های منو میدزدیییییی پس بگو چرا آنقدر زود تموم میشننننن
سونگمین:خوراکی تووو؟اینا مال منه خودم پولشو دادم
ا/ت:خوراکیامو بدععع
سونگمین:مال منههه
ا/ت:گفتم مال منههعه
(این داستان ادامه دارد..)
...........................................................
جونگین:جونگین از محل کارش برگشته بود خونه و شماها تصمیم گرفتیم که باهم یه فیلم بزارید و ببینید و توام داشتی پاستیل میخوردی به طرز عجیبی این مدت خیلی پاستیل میخوردی و پاستیل شده بود خوراکی مورد علاقت که جونگین کنارت نشسته بود یکم دلش خواست و یه دونه فقط یه دونهههه پاستیل برداشت و گذاشت توی دهنش
ا/ت: یااااااااا
با دادی که سرش زدی برگشت و با نگرانی بهت نگاه کرد
جونگین:چاکیااا چیه درد داری؟
ا/ت:یااا دو دقیقه حرف از دکتر نزن تا یه کلمه حرف میزنم بریم دکتر بریم دکتر (خب نگرانته بی لیاقت)بعدشم من میگم چرا خوراکیات آنقدر زود تموم میشه پس تو میخوری ایییی روباه مکاررررر
جونگین:اول از همه اینکه خب نگرانتم چیکار کنم دوم از همه اینکه خب من توی این تایم این اولین دونه پاستیل بود که خوردم چطور میتونی به روباه کوچولوت اینو بکی ؟
ا/ت:باشه باشه آقای یا نگ هرچقدر دلت میخواد بخور ولی اگر من دلم پاستیل بخواد و برم ببینم هیچ پاستیل نیست دیگه اون روی سگ من بالا میاد
خود دانی
(جونگین مظلوم تر از کودکان غزه)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
سونگمین:ا/ت و سونگمین باهم توی پذیرایی نشسته بودن و داشتن باهم فیلم میدیدن و سونگمین هم بعضی وقتا دستشو روی موهای دختر کوچولوی میکشید و نازش میکرد
سونگمین:چاکیا من برم یه لحظه یه آب بخورم میام
سرت رو تموم دادی که معنی باشه رو میداد سونگمین هم از حاش بلند شد و راه افتاد سمت آشپز خونه تو یکم منتظر موندی و بعدش دیدی که ویار کردی و دلت خواست پاستیل بخوری برای همین از جان بلند شدی و به سمت آشپز خونه راه افتادی کشوی خوراکی هارو باز کردی و با کمال تعجب دیدی که هیچکدوم از پاستیل های مورد علاقت توی کشو نیست عصبانی شده بودی یعنی خوراکیات گم میشدن یا تموم میکردیشون اومدی به سونگمین چیزی بکی که متوجه شدی سونگمین توی آشپزخونه نیست برای همین حدس زدی که شاید توی اتاق مشترکتونه پس رفتی اونجا و
ا/ت:سنگین خوراکیام تمو....
حرفت با دیدن سونگمین که روی تختت نشسته و با خوراکیات پارتی گرفته قطع شد
سونگمین:عاااا فیلم چطور بود؟(درحال پیچوندن)
ا/ت:اهااااااا پس این تویی که خوراکی های منو میدزدیییییی پس بگو چرا آنقدر زود تموم میشننننن
سونگمین:خوراکی تووو؟اینا مال منه خودم پولشو دادم
ا/ت:خوراکیامو بدععع
سونگمین:مال منههه
ا/ت:گفتم مال منههعه
(این داستان ادامه دارد..)
...........................................................
جونگین:جونگین از محل کارش برگشته بود خونه و شماها تصمیم گرفتیم که باهم یه فیلم بزارید و ببینید و توام داشتی پاستیل میخوردی به طرز عجیبی این مدت خیلی پاستیل میخوردی و پاستیل شده بود خوراکی مورد علاقت که جونگین کنارت نشسته بود یکم دلش خواست و یه دونه فقط یه دونهههه پاستیل برداشت و گذاشت توی دهنش
ا/ت: یااااااااا
با دادی که سرش زدی برگشت و با نگرانی بهت نگاه کرد
جونگین:چاکیااا چیه درد داری؟
ا/ت:یااا دو دقیقه حرف از دکتر نزن تا یه کلمه حرف میزنم بریم دکتر بریم دکتر (خب نگرانته بی لیاقت)بعدشم من میگم چرا خوراکیات آنقدر زود تموم میشه پس تو میخوری ایییی روباه مکاررررر
جونگین:اول از همه اینکه خب نگرانتم چیکار کنم دوم از همه اینکه خب من توی این تایم این اولین دونه پاستیل بود که خوردم چطور میتونی به روباه کوچولوت اینو بکی ؟
ا/ت:باشه باشه آقای یا نگ هرچقدر دلت میخواد بخور ولی اگر من دلم پاستیل بخواد و برم ببینم هیچ پاستیل نیست دیگه اون روی سگ من بالا میاد
خود دانی
(جونگین مظلوم تر از کودکان غزه)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۴.۳k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط